تبليغاتX
موجاموج تماشا - به بهانه ی استان شرقی غرب مازندران
علمی ؛ فرهنگی

به بهانه ی استان شرقی غرب مازندران

رامسر ـ حسن پورمنصوری

وقتی روبه روی مطبوعاتی اطلاعات ، هفته نامه موج شمال شماره 47 مورخ 21 اردیبهشت 1387 را در دست گرفتم ، اولین مطلبی که بدون عینک جلب توجه ام  کرد  ، عنوان درشت «آسیب شناسی تاسیس استان جدید در غرب مازندران » بود. خیلی کنجکاو شدم که مطلب را بخوانم و از کم و کیف آسیب ها  مطلع شوم . لذا بدون فوت وقت به طرف منزل حرکت کردم ، با اشتها و اشتیاق صفحه «دو» را باز کردم و عینک به چشم زدم شروع به خواندن کردم . تصویر تیره و کدر «تونل» که حالا او مزین به مطلب بود و يا مطلب به او . حداقل نگاهی بود از روشنايی به تاريکی . در پارگراف اول آمده بود :«در حال حاضر و طبق تقسیمات کشوری ایران اسلامی دارای 30 استان می باشد . استانهای خراسان رضوی و خراسان شمالی و جنوبی نمونه هایی از استان هایی هستند که حسب شرایطی در چند سال گذشته بوجود آمده است.» گفتم : حتما نویسنده محترم تأسیس سه استان جدید را  مطالعه کرده و آسیب شناسی نموده و از حیث سیاسی ، اقتصادی ، بهداشتی ، نظامی ، فرهنگی و جغرافیایی ، تاریخی و . . . بعنوان الگویی ، تاسیس استان جدید را صلاح ندانسته است . ولی با کمال تأسف در ادامه نوشته هیچگونه استفاده ای از مطالب صدرالذکر مقاله نشده است . چه مثبت چه منفی .

در پاراگراف دوم طرح استان جدید در غرب مازندران را مجددا مطرح و نگرش مثبت عنوان کنندگان را آورده و ادامه داده است : «به آسیب های ممکن به این طرح کمتر پرداخته شده است .» گفتم خوب در ادامه مقاله حتما آسیب شناسی کرده و نوشته است . اولین آسیب شناسی که مورد توجه ی نویسنده محترم بود، «هزینه» در مقابل فایده تأسیس استان بود ! به نظر اینجانب ، جواب این سئوال در ابتدای مقاله مذکور داده شده است ولی همه مردم غرب استان مازندران به همراه مسئولین خواستار اجرای پروژه استانی جدید هستند و سالهاست که پیگیر آن می باشند . و راضی کردن همه ی مردم ، نمی تواند فایده ی آن هزینه اندک باشد ؟ هزینه ای که در خراسان ، اردبیل ، قزوین و گلستان شد .مسلما سرمایه یک کشور ، ملت آن کشور است . تمامی تلاش دولت مردان ، جلب توجه و نظر مردم است . که نظرو توجه مردم هم خلاصه می شود در رفاه و سعادت خود و دیگرهم وطنان . دولت اگر نخواهد ،با کمترین هزینه این سرمایه عظیم را حفظ  کند ، پس چه مسئولیت دیگری دارد ؟ حتما اطلاع دارید که آلمان در جنگ جهانی دوم کاملا نابود شده بود ، همه ی زیر ساختارهای آن تخریب شده بود . سربازان اش کشته شده و ارتش آلمان نابود شده بودو بوسیله ی مردم آلمان دوباره ساخته شد که الان دومین شریک تجاری اروپایی کشور ما ست . از نظر تجاری به اوج قدرت رسیده ، کالاهای تجاریش در تمام دنیا به دلیل استاندارد حرف اول را می زند .

در ادامه مقاله نویسنده محترم ، خواسته های اشخاص حقیقی یا حقوقی بومی را ـ اینکه نوشهر یا چالوس قابلیت فرمانداری کل را دارد و یا تنکابن مرکز استان باشد-  مطرح می کند . واقعا آیا خواسته مردم بدون کارشناسی می تواند آسیب باشد . آیا خواسته ی مردم بدون توجه به نیاز عمومی جامعه ، کاری کارشناسانه است !؟ آیا می تواند مبنای اجرای این پروژه و یا هر پروژه ی دیگری گردد ؟!

در بخش میانی ، چند بند بعنوان آسیب شناسی مطرح شده است که البته «ظرفیت های عظیم غرب مازندران » بدون هیچ تریدی آسیب نیست، بلکه جنبه ی مثبت اجرای پروژه است . بعنوان نمونه ، شهرستان رامسر حدود هفتاد سال پیش ، تنها شهر در خاورمیانه بود که از نظر ساختار به عنوان یک شهر گردشگری تعریف شده و دارای طرح بود  .به علت عدم توجه مسئولین کشوری و استانی در طول سالهای بعد از انقلاب اسلامی به صورتی «تعطیل» و رها شده تبدیل به ویرانه گردید . باز با نگاهی بالاتر به عنوان شهری طاغوتی و طاغوت زده ، از نگاه تنگ نظرانه ی ، طاعون زده شد . گروهی گردشگران زیبا پسند طبیعت گرد را به چشم «طاغوت زده های خوش گذران» نگاه می کردند . این اواخر خوشبختانه داشت به مرور جایگاه خود را باز می یافت،  آن هم به صورتی که خستگی مراسم گلنگ زنی پروژه های دیگر مناطق کشور را در آبگرم های رامسر از تن شان بدر می کردند و خاک آن را در جنگل های دالخانی و جواهرده از تنشان می تکاندند . بعد ها متوجه شدند  نه... ، رامسر هم جای خوب و خوش آب و هوایی است ، حتی بگفته ظریفی ؟!... روز قیامت خداوند از بنده اش می پرسد ، از طبیعت زیبای رامسر و آب و هوای نیکویی که برای شما خلق کردم ، چگونه استفاده کرده ای ؟ این هم از سئوالات روز قیامت که نعمت های مرا چگونه پاس داشتی و سپاس گفتی ! مقام معظم رهبری فرمودند : «کاخ ها و هتل ها را طاغوت ها دستور دادند بسازند، اما دست هنرمندی که آن همه نقش و نگار زده را باید حرمت کرد . »حالا اگر این نقش هنرمند ایرانی در کنار هنر خالق قرار دهید ، چقدر جذبه خواهد داشت و روح را نوازش خواهد کرد . رامسر نمونه ای از ظرفیت های عظیم در غرب مازندران است . جا دارد همین جا با نگاهی به مسئله ی قومی و قبیله ایکه در ادامه مقاله آمده است ، توجه شود. با توجه به مطالب صدرالذکر نگاه قومی و قبیله را آیا باید در فرهنگ برخی مسئولین استان دید؟ آیا نگاهی طاغوتی به رامسر و کلا به غرب مازندران وجود دارد؟ و اصلا آیا رامسر را جزو استان مازندران نمی دانند؟ البته  بارها به شوخی و جدی در جلسات عنوان می کنند که بله اینگونه هست!!.

از مهمترین آسیب های عدم پیشرفت و توسعه نیافتگی غرب مازندران نگاه «تپوری» به قوم «آماردی »است . می دانید که از« آمل رود» تا «آراز» آمارد نشین بود. که «آراز» قدیم شامل تنکابن، رامسر ، رودسرو لنگرود می شد. یعنی قبل از ورود «آریان ها».که متأسفانه نگارنده محترم موضوع را بر عکس جلوه داده است .

همه خواسته های مردم در عدم توجه مسئولین استان و کشور به زیر ساختارهای غرب مازندران است. بیکاری در غرب مازندران بیداد می کند ، تنکابن بیشترین تحصیل کرده بیکار را دارد . سرانه درآمد مردم رامسر در سراسر کشور پایین تر ازطبس کویری است . هیچ یک از شهر های غرب مازندران کنارگذر ندارد . تعداد کمی از پژوه های استانی« سفر رئیس جمهور» به بار ننشسته است . تکنولوژی جدید در حوزه مسافت پیشکششان ، بیشترجاده ها و پل ها در غرب مازندران رضا شاهی است .

حل مشکل مردم غرب مازندران ، نگاه سیاسی و قومی قبیله ای است . باید این نگاه و فرهنگ تغییر کند . ولی همه می دانید که اگر آن ها از اسب بیفتند از اصل نمی افتند . پس بهتر است هر چه زودتر ، صرفا برای حفظ حرمت مردم که سرمایه ی یک کشور هستند ، غرب مازندران از مازندران جدا گردد . حالا مردم غرب مازندران انسان هایی مومن ، رئوف ، اهل تعامل و تساهل هستند واز خشونت پرهیز دارند ، شما هم این مردم را دوست دارید بلکه بیشتر دوست داشته باشید و به خواسته های شان رسیدگی کنید.

انصافا ،تماشای یک اثر تاریخی در یکبار می تواند روح کنجکاو را  ارضا کند.ولی نگاه به طبیعت به صدای رودهای خروشان وآواز پرندگان از صد ها زاویه در همه فصول سال باز هم تازگی و لذت بخش است که رامسر بهشت زمینی خدا است .

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:8 نويسنده محمود رنجبر |